تاريخ ايران -44 قهرمان مشروطه
دكتر موسي نجفي - موسي حقاني
لاجرم به اينجا مي رسيم كه در اعدام شيخ، يك جريان نفوذي شبه ديني دست داشته است. يعني علاوه بر سكولارهاي غربگرا، سكولارهاي شبه ديني نيز در اين ماجرا دخالت داشتند. اعتقاد انجمنهاي سري هم اين بود كه حرفهاي ما را مردم نمي پذيرند، پس بايد حرفهاي خود را از زبان روحانيون نقل كنيم. به همين دليل تلاش كردند با برخي از روحانيون ارتباط برقرار كرده و با فريفتن آنها اهداف خود را محقق سازند. زندگي شيخ فضل الله از چند جنبه ارزشمند است: يكي از جنبه تاريخ روحانيت شيعه؛ چرا كه او يكي از چهره هاي درخشان روحانيت بوده است. يعني تحقيق در زمينه مبارزات سياسي روحانيون شيعه، خواه ناخواه به شيخ فضل الله مي رسد. مبارزات شيخ فضل الله نقطه عطفي در تاريخ روحانيت است كه نمي توان آن را ناديده گرفت. نقش مهّم شيخ فضل الله در تاريخ تحولات ايران دومين جنبه از زندگي و شخصيت ايشان است. شيخ فردي مؤثر در مشروطيت و تحريم تنباكو بود، بنابراين از جنبه تاريخ تحولات ايران هم نمي توان شيخ را ناديده گرفت. عبور از شيخ و ناديده گرفتن او سبب مي شود كه بخشي از تاريخ ايران خوب درك نشود. انديشه سياسي شيخ فضل الله در دو نهضت اسلامي شيعي تحريم تنباكو و مشروطه؛ به خصوص در نهضت مشروطيت، كه انديشه مشروطه مشروعه را طرح كرد سومين جنبه زندگي ايشان است. بنابراين، شيخ فضل الله در طراحي و پيگيري انديشه سياسي شيعه هم - كه يكي از آنها نظريه ولايت فقيه است - نقشي مهم داشت. شيخ فضل الله وقتي در روند مشروطه انحراف ديد، به حضرت عبدالعظيم(ع) مهاجرت نمود و در آنجا لوايحي منتشر كرد كه از روي آنها مي توان به افكار سياسي ايشان پي برد. ايشان در اين لوايح - كه بسيار هم خواندني است - درباره انحراف در يك جنبش از زاويه فرهنگي و تهاجم فرهنگي بحث مي كند. چند ويژگي جالب توجه درباره شيخ هست: ايشان از جمله رهبران مشروطه بوده كه در قيام تنباكو فعالانه شركت داشته است. بسياري از رهبران تحريم تنباكو در زمان مشروطه در قيد حيات نبودند؛ ازجمله مرحوم ميرزاي شيرازي، ميرزا جواد آقاي تبريزي (رهبر روحاني تبريز)، ميرزا حسن آشتياني و مرحوم آقا سيد علي اكبر فال اسيري فوت كرده بودند. دو نفر از زعماي تنباكو در نهضت مشروطه حضور داشتند كه موضع هر دو شريعت خواهانه و نقششان هم كاملاً برجسته بود؛ و به هر دوي آنها در تاريخنگاري سكولارها اهانت زيادي شده است! اين دو نفر، يكي مرحوم شيخ فضل الله نوري در تهران و ديگري مرحوم آقا نجفي اصفهاني در اصفهان است. شيخ فضل الله، هم قبل از شهادتش، هم موقع شهادتش و هم بعد از شهادتش مظلوم است؛ و اين، امر مهمي است، چرا كه اگر ايشان را مثلاً با شهيد مظلوم بهشتي مقايسه كنيم، پي مي بريم كه شهيد مظلوم بهشتي در زمان حياتشان مظلوم بودند ولي روز بعد از شهادت، با آن تعابيري كه امام فرمودند، به يك اسطوره و قهرمان ملي تبديل شدند، امّا در تاريخ نگاري سكولار مي بينيم كه مظلوميت شيخ از ابعاد مختلف هنوز ادامه دارد. ويژگي ديگر اينكه شيخ فضل الله با سابقه مبارزاتي وارد نهضت مشروطه شد. مهّم است كه در يك جنبش بزرگ، رهبران يا رهبر، و كساني كه داعيه رهبري دارند، سابقه مبارزه داشته باشند يا نه. البته مقصود اين نيست كه بودن يا نبودن فرد سابقه دار در مبارزه تعيين كننده است؛ امّا بينش سياسي و اجتماعي كسي كه داراي سابقه فعاليت اجتماعي - سياسي است با ديگران فرق دارد. شيخ در مقايسه با رهبران ديگر مشروطه، بويژه در تهران، از سابقه مبارزاتي بيشتري برخوردار بود؛ لذا فريب شعارها و آب و رنگها را نمي خورد. شيخ از دوره تحريم تنباكو كه فشار استبداد و استعمار بسيار زياد بود، مبارزه مي كرده و بنابراين حدود 15 تا 20 سال از همه رهبران مشروطه داراي سابقه مبارزاتي بيشتري بوده است. آنچه برخي مورخان و سياسيون سكولار نوشته و گفته اند كه شيخ مبارز نبوده، بلكه مرتجع و عافيت طلب بوده، صحّت نداشته است؛ و در جواب آنها بايد گفت چگونه يك آدم عافيت طلب، بر سر دوراهي مرگ و زندگي، مرگ را انتخاب مي كند. از ويژگيهاي مهم ديگر شيخ اين است كه از منظر فرهنگي به مسائل نگاه مي كند؛ چنين فردي، با كساني كه به مسائل نهضت از منظر سياسي، اقتصادي و يا از زاويه توسعه و ترقي مي نگرند، فرق دارد. آنكه با مرزبنديهاي عقيدتي و فكري وارد مبارزه سياسي مي شود، نمي تواند با هر كسي ائتلاف سياسي موقت كند. چرا؟ چون زاويه مبارزاتي او ايدئولوژيك و داراي جاذبه و دافعه است، همچنين يك فكر منسجم نظام مند دارد و اينطور نيست كه فقط مخالف يا موافق مشروطه باشد. او مي داند كه چقدر بايد موافقت كند و چگونه بايد مخالفت كند. در نظام فكري او جاذبه هاي مذهبي و شيعي تعيين كننده است. يكي ديگر از صفات شيخ، شجاعت است. او اصلاً پرده پوشي نمي كند؛ اعتقادش آن است كه خداوند در اين زمان براي او مأموريتي درنظر گرفته است كه در اجراي آن، اميد شهادت هم دارد. از اين رو، به هنگام خطر، هيچ تقيه و پرده پوشي نمي كند و حتّي موقعي كه تنهاي تنها ست، حرفش را مي زند. شيخ در نامه اي، براي مشيرالدوله صدراعظم مي نويسد: «اين پير دعاگو، آفتاب لب بام هستم؛ ديگر هوس زندگي ندارم و آنچه را كه در دنيا بايد ببينم، ديدم. لكن تا هستم، در همراهي اسلام كوتاهي نخواهم كرد» و در آنجا هم كه به ايشان پيشنهاد مي كنند «به سفارتخانه هاي خارجي پناهنده شويد»، پاسخ منفي مي دهد و زير بار نمي رود و مي گويد: «فرض كنيد دو سه خروار گندم هم بيشتر خوردم؛ چه مي شود؟ من حاضر نيستم مرگ شرافتمندانه را با زندگي يا خوردن دو سه خروار گندم بيشتر عوض كنم». مسئله مهم ديگر، درمورد موقعيت شيخ در تهران است. او عالم درجه يك پايتخت بود: يكي به لحاظ اينكه شاگرد برجسته ميرزاي شيرازي بود و اين برجستگي علمي را همه كساني كه در مكتب ميرزاي شيرازي درس مي خواندند و يا آنان كه مطلبي در اين مورد شنيده بودند، نقل مي كردند؛ ديگر اينكه شيخ فقط در فقه و اصول مجتهد نبود، بلكه معلومات ديگري هم داشت كه روحانيون ديگر از آن برخوردار نبودند. اين تأكيد براي آن است كه يكي از خطهاي تبليغاتي دوره مشروطه اين بود كه شيخ عالم روز نيست، بلكه مرتجع و ضدترقي است. مرحوم ضياءالدين دري مي نويسد كه معلومات شيخ به فقه و اصول منحصر نبود و قطع نظر از جنبه فقاهتي، از بقيه علوم نظير تاريخ و جغرافيا كه غالب علما از اين دو علم بي بهره اند، اطلاع كافي داشت. حتي در اواخر عمر از مرحوم ميرزا جهان بخش منجم، علم نجوم و اسطرلاب را فرا مي گرفت. يك بار به ايشان عرض كردم: «جناب آقا! در اين آخر عمر براي چه علم نجوم تحصيل مي كني؟» فرمود: «من از اين علم بهره نداشتم و اين براي علما بد است كه به كلي از علمي بي بهره باشند. بميرم و اين علم را بدانم، بهتر است از اينكه بميرم و ندانم». در معارف الرجال درج است كه شيخ اديب و شاعر هم بود؛ و اشعاري به زبان تازي و فارسي از وي نقل شده است. از قول سيد محمدعلي شوشتري روايت شده است كه شيخ در حوزه درس ميرزاي بزرگ شيرازي بر همه فضلا برتري داشت، ازنظر دانش و فضل در اصول، مجتهد درجه اول و در فقه محقق تامه بود و نظرياتش مورد استناد فقهاي ديگر قرار مي گرفت. در رشته حكمت و كلام، كسي را ياراي مجادله يا بحث با ايشان نبود، و در رشته هاي ادبي ضروري ديگر، جامع جميع كمالات بود. حال چه اتفاقي افتاده است كه شيخ با اين عظمت علمي، مورد تهاجم قرار مي گيرد، آنچنانكه وقتي ايشان مسئله مشروطه مشروعه را مطرح مي كند، نمي گذارند حرفش به گوش مردم برسد. در پشت پرده، توطئه اي هم ازطرف سكولارها هست كه عاملان آن برخي چهره هاي روحاني درجه سوم هستند، به عبارت ديگر بايد مسلم دانست كه بعضي از روحانيون ساده لوح درجه دوم و سوم، خواه ناخواه در برپاشدن چوبه دار شيخ فضل الله دست داشتند كه يكي از مهمترين دلايل آن، وجود اختلاف و دودستگي بين علما بوده است و اگر قضيه شيخ فضل الله مطرح نبود، شايد به راحتي و اطمينان نمي توانستيم در اين مقوله حرف بزنيم. نكته ديگري كه درمورد شيخ بايد به آن اشاره شود، اين است كه «دشمن شناسي» شيخ خوب بود و دشمن هم او را خوب مي شناخت؛ يعني هر دو طرف يكديگر را بخوبي مي شناختند. انگلستان در قيام تحريم تنباكو ضربه سنگيني خورد امّا رهبران اصلي آن جنبش بزرگ را شناسايي كرد و آنگاه براي تخريب چهره آنها تلاش كرد. اصولاً يكي از اقداماتي كه سفارتخانه هاي خارجي و مأموران فرهنگي آنها مي كنند، همين است كه رهبران اصيل جامعه را شناسايي مي كنند و سپس با تبليغات سوء، آنها را از چشم مردم مي اندازند. شيخ در تحريم تنباكو چهره خود را نشان داده بود. بنابراين، در جنبش مشروطه، دشمن، شيخ را خوب مي شناخت و شيخ هم استعمارشناس و غرب شناس خوبي شده بود؛ برخلاف عده اي كه غرب و استعمار را عميقاً نمي شناسند و استعمار را فقط از دريچه سياسي نگاه مي كنند. شيخ از زاويه قيام تحريم تنباكو وارد نهضت مشروطيت شد و با اين پشتوانه، پختگي خاصي در برخورد با مسائل داشت؛ دست كم فريب شعارها را نمي خورد و دم خروسها را خوب مي ديد، كه اين دو نكته بسيار مهم است. شيخ به استعمار نه فقط از زاويه سياسي بلكه از زاويه فرهنگي هم مي نگريست. نكته ديگر درمورد شيخ فضل الله اين است كه شيخ به دلايلي كه به آنها اشاره شد، تسليم جوسازيها و فضاهاي كاذب نمي شد. در اين مورد شيخ نه تنها تسليم فضاسازي نمي شد، بلكه خودش فضاسازي مي كرد. نكته ديگر درمورد شيخ اين است كه شيخ عالم روز است؛ مسائل را دقيق نگاه مي كند و مي فهمد. او معتقد است كه مجتهد بايد كاملاً به مسائل مسلط باشد، و از مسائل سياسي روز آگاهي داشته باشد. بسياري مبارز هستند ولي مبارزاتشان در يك دوره تمام شده است و اينان يك دهه يا بيشتر از زمان خود دور مانده اند و تحليلشان از مسائل جامعه مربوط به دهه گذشته است؛ به عبارت ديگر، چون برآيند نيروهاي سياسي روز را نمي دانند، در تحليل مسائل دچار اشتباه مي شوند. نكته مهم ديگر درمورد شيخ اين بود كه بيشتر فرصت پيدا كرد كه بگويد چه چيزهايي را نمي خواهد اما وقت نكرد بگويد چه چيزهايي را مي خواهد؛ يعني بيشتر، «نظريه پرداز دوره تخريب مشروطيت» بود. به عنوان مثال، زماني كه امام(ره) با رژيم پهلوي درگير بودند، هم و غم اصليشان تخريب نظام شاهنشاهي بود و تا زماني كه رژيم تخريب نشده بود، گفتن جزئيات و يا بحث روي سازندگي را مناسب نمي ديدند و بيشتر كليات را بيان مي كردند. حال اگر امام قبل از 22 بهمن رحلت مي كردند، بسياري از افكار و انديشه هاي سياسي امام(ره) پنهان مي ماند. امّا امروز مي توان انديشه هاي ايشان را به دو دسته تقسيم كرد: .1 افكاري كه به تخريب رژيم پهلوي منجر شد؛ .2 تفكرات مربوط به حكومت كه كليات آن را در نجف گفتند و جزئيات و ريز مسائل آن را بعداً و با گذشت انقلاب مطرح كردند. حاج شيخ فضل اللّه را هم بايد چنين تحليل كرد. او در دوران مشروطه، نظريه پردازي است كه بيشتر هم ّ و غمش تخريب است؛ اگرچه كلياتي هم گفته است و شايد اگر عمرش ادامه مي يافت، مطالب دقيقتري از ايشان دردسترس بود.
|
خبرگزاري انتخاب : كساني كه پيشنهاد مناظره را رد ميكنند، از قدرت درك و فهم ملتها نگرانند، ما آمادهايم كه در صحن عمومي سازمان ملل با طرف آمريكايي مناظره كنيم. طرف آمريكايي حتي اگر بخواهد ميتواند در اين مناظره با مشاوران خود و به صورت گروهي بحث كند. |
۱۶ شهریور ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۱۴ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب : محموداحمدينژاد رييس جمهوري اسلامي ايران، گفت:كساني كه پيشنهاد مناظره را رد ميكنند، از قدرت درك و فهم ملتها نگرانند، ما آمادهايم كه در صحن عمومي سازمان ملل با طرف آمريكايي مناظره كنيم.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، احمدي نژاد روز چهارشنبه در جلسه هيات دولت، خاطرنشان كرد: طرف آمريكايي حتي اگر بخواهد ميتواند در اين مناظره با مشاوران خود و به صورت گروهي بحث كند.
رييس جمهوري ايران، به سفر آتي خود به نيويورك براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل متحد اشاره كرد و اين سفر را موقعيت خوبي براي برگزاري مناظره عنوان كرد كه همه مردم بويژه ملت آمريكا اجازه ديدن و شنيدن آن را بدون هيچگونه سانسوري داشته باشند.
وي تصريح كرد: رسانههاي معتبر، داراي صداقت و پايبندي به اصول و شرافت رسانهاي، ميتوانند از اين فرصت براي فراهم كردن موقعيتي براي ملتها جهت شنيدن ديدگاهها، اصول و راه حلها و انتخاب بهترين آنها استفاده كنند.
احمدي نژاد، در بخش ديگري از سخنانش گفت: ما داراي مواضع روشن و شفاف و اصول مشخص هستيم كه با گذشت زمان و بازيهاي سياسي و شرايط متفاوت دستخوش تغيير نميشود و پيش از پيروزي انقلاب، زمان دفاع مقدس ، محاصره اقتصادي و دوستيها و دشمنيها همواره ثابت بوده و هميشه قابل ارايه است.
رييس جمهوري افزود : كساني كه ميگويند اصول مشخصي دارند كه متعاليترين دستاوردهاي بشري است، بيايند آن را به صورت شفاف ارايه كنند و اجازه انتخاب به ملتها داده و تهديد ملتها را با بمب كنار گذاشته و منطق خود را ارايه دهند.
وي تاكيد كرد: اميدواريم آنها از اين كار كه بهترين راه تحقق صلح است، طفره نروند و مطمئن باشند كه در ايران آنقدر انسان آگاه و دانشمند نسبت به اصول و ديدگاههاي انقلاب اسلامي وجود دارند، كه آنها با هر كدام كه بخواهند ميتوانند مناظره كنند.
احمدي نژاد با بيان اينكه سطح درك، فهم و شعور بشريت روز به روز بيشتر شده است و امروز ملتها در سطح خوبي براي درك صحيح روابط حاكم بر جهان قرار گرفته- اند، اظهارداشت: كساني كه پيشنهاد مناظره را برغم ادعاهاي خود در مورد نمايندگي كردن جامعه جهاني و رهبري آن رد ميكنند، از قدرت درك و فهم ملتها و تبعات آن نگران هستند.
احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه جمهوري اسلامي ايران به صراحت اعلام كرده است كه با معيارها، روشها و ديدگاههاي برخي قدرتهاي غربي بويژه آمريكا و انگليس براي اداره جهان مخالف است، خاطرنشان كرد: ما آمادهايم براي اداره بهتر جهان به منظور برقراري عدالت، آرامش، رفاه، صلح، همدلي، دوستي و محبت و از بين بردن فضاي خشن ، بداخلاقي و تهديد، الگو، معيار و نظام ارايه و پيشنهاد دهيم.
رييس جمهوري تصريح كرد : ميتوان با گفت وگو، بحث، اظهارنظر و مناظره براي بشريت روشن كرد كه آيا نظامي كه بر مبناي ليبراليسم توسط برخي كشورهاي غربي ارايه شده و بر روابط جهاني حاكم است و اين همه بدبختي را براي بشريت ايجاد كرده، بهتر است يا نظامي كه بر پايه توحيد و عدالت بنا شده و بايد به بشريت اجازه انتخاب دهيم.
رييس جمهوري همچنين با تبريك فرار رسيدن سالروز ميلاد منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) گفت: امروز و با شرايط اسف بار حاكم بر جهان، كه حاصل مديريت انسانهاي غير معتقد به توحيد و عدالت است، بيش از پيش مشخص شده كه جهان و انسان براي رسيدن به سعادت، نيازمند امام معصوم و هدايت او است.
وي به جشنهاي پرشكوه و با عظمتي كه ملت ايران همه ساله براي ميلاد حضرت وليعصر(عج) به صورت خود جوش برگزار ميكند، اشاره كرد و آن را پيام و نمادي از نشان دادن راه صحيح به بشريت دانست.
وي افزود: ملت مسلمان ما اهل گفت وگو، صلح و عدالت است و از تنش و بداخلاقي استقبال نميكند و علاقهمند است در چارچوب قوانين، همه ملتها از حقوق خود برخوردار شوند و بر اساس فرهنگ امامت و انتظار، صلح و آرامش و پيشرفت را براي همه ملتها ميخواهد.
۱ شهریور ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۵۷ , ۰۲
خبرگزاري انتخاب : «كولا بوف» شاعر و نويسنده امريكايي که مدعی است چندين سال پيش ربوده شده و مجبور به زندگي با اسامه بن لادن شده است، در کتاب «خاطرات دختر گمشده» خود می نویسد: اسامه بن لادن، رهبر القاعده، طرفدار ويتني هيوستون است و دوست دارد او را بدزدد تا در كنارش زندگي كند!
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»، وی در كتاب خاطرات جديد خود مدعي شده كه بن لادن و اعضاي گروهش در سال 1996 چهار ماه او را به اسارت گرفتهاند و وي در آن زمان مجبور بوده است به بن لادن خدمت كند.
کولا بوف در مورد برنامه های مورد علاقه ی بن لادن می نویسد: مجموعه تلويزيوني «سالهاي عجيب» ، «گناههاي ميامي» و «مگ گيور» جزو مجموعههاي محبوب بن لادن است.
در این کتاب آمده است: اسامه بن لادن عاشق ويتني هيوستون و در آرزوی سکس با او بود، اولين باري كه من را ديد از من پرسيد كه آيا از نزديك او را ميشناسم من هم گفتم نه، او به من گفت كه واقعا دلش ميخواهد تا يك روز با او ملاقات كند و حاضر است براي اين كار هزينه زيادي هم بكند.
بوف سی و هفت ساله اضافه می کند: بن لادن گفته كه حاضر است پانسيون و اقامتگاه مجلل خود در خارطوم سودان را به وي ببخشد. بن لادن ميگفت كه حاضر است با وجود رنگ پوستش وي را به عنوان يكي از همسران خود انتخاب كند.
بوف مدعی ست که در مراكش ربوده شده و مدتها در هتلي در مراكش، در محل زندگي بن لادن، زنداني بوده است.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، ويتني هستون بازیگرو خواننده مشهور آمریکا به همراه همسرش بابي براون در حاشيه شهر آلفارتا، 25 مايلي شمال آتلانتا زندگي مي كند.
لاريجانی: من قطعنامه را فاقد بار حقوقی میدانم و لذا ما اين قطعنامه را رد میكنيم و تعليق را نمیپذيريم، چرا كه ما تخلفی نكرديم كه غنیسازی را متوقف كنيم... ما به بسته پيشنهادی به نگاه مثبت نگاه میكرديم اما با قطعنامه شورای امنيت، نگاه به اين بسته پيشنهاد عوض شد... آماده مذاكره عادلانه هستيم، اما مذاكره تحت فشار را كه فكر میكنند با چماق میتوانند به آن مجبور كنند، قبول نداريم. |
![]() |
| ايرنا: دبير شورای عالی امنيت ملی گفت كه قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل در مورد پرونده هستهای ايران با بسته پيشنهادی ١+٥ در تناقض است. علی لاريجانی روز يكشنبه در مصاحبه مطبوعاتی باخبرنگاران داخلی و خارجی در پاسخ بهسوالی درخصوص قطعنامه شورای امنيت و تاثير آن در پاسخ ايران به بسته پيشنهادی اروپا، افزود: شورای امنيت با صدور قطعنامه قبل از پاسخ ايران به بسته پيشنهادی، مسيری را انتخاب كرد كه با بسته پيشنهادی در تناقض بود. لاريجانی افزود: ما به بسته پيشنهادی به نگاه مثبت نگاه میكرديم و اعلام كرديم كه ابهاماتی در اين بسته وجود دارد كه بايد با بررسی در زمان منطقی و برطرف شدن ابهامات، پاسخ لازم به اين پيشنهاد ارائه شود، اما با قطعنامه شورای امنيت، نگاه به اين بسته پيشنهاد عوض شد. دبير شورای عالی امنيت ملی ادامه داد: دربند اول بسته پيشنهادی حقوق ايران در برخورداری از فناوری هستهای صلح آميز به رسميت شناخته شده است اما در بندی از قطعنامه شورای امنيت از ايران خواسته شدهكه بهكليه فعاليتهای هستهایاش خاتمه دهد، اين دو موضوع در كنار يكديگر، يك گزاره منطقی نيست. رفتار پارادوكسيكال لاريجانی با تاكيد بر اينكه اين آنها بودند كه با صدور قطعنامه به بسته پيشنهادی جفا كردند، خاطرنشان كرد: آنها بايد روشن كنند كه چرا رفتار پارادوكسيكال داشتند و بايد به اين بیاعتمادی كه در نزد ما نسبت به رفتار آنها ايجاد شده پاسخ دهند. مسئول پرودنده هستهای تاكيد كرد: هيچ گياه خوبی در شورهزار رشد نمیكند و بايد بستر مناسب را برای آن فراهم كنند و آنها با كاری كه كردند ما را از هدف اصلی برای رسيدن به تفاهم دور كردند. خبرنگاری از دبير شورای عالی امنيت ملی پرسيد زنجيره دوم سانتريفيوژها چه زمانی شروع بكار خواهند كرد؟، لاريجانی در پاسخ گفت: فناوری هستهای در ايران صلح آميز است و ما نظارتهای آژانس را قبول داريم و كليه فعاليتهای خود را با نظارت آژانس انجام میدهيم. لاريجانی افزود: ماعضو ان.پی.تی هستم و نظارتهای آژانس را مطابق پادمان رعايت میكنيم و تا آنجا كه اقتضا كند فناوری هستهای خود را در همه زمينه ها از جمله زنجيره سانتروفيوژها توسعه میدهيم. وی در عين حال تاكيد كرد: آماده مذاكره عادلانه هستيم، اما مذاكره تحت فشار را كه فكر میكنند با چماق میتوانند به آن مجبور كنند، قبول نداريم. دبير شورای عالی امنيت ملی تاكيد كرد: آنها اگر بدنبال حل و فصل مسئله هستند بايد در مذاكره عادلانه آن را دنبال كنند و خودشان مسير مذاكره را تخريب نكنند. ما هميشه آماده مذاكره بوديم لاريجانی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزيره در خصوص تصميم ايران در قبال قطعنامه صادر شده از سوی شورای امنيت گفت: من قطعنامه را فاقد بار حقوقی میدانم و لذا ما اين قطعنامه را رد میكنيم و تعليق را نمیپذيريم، چرا كه ما تخلفی نكرديم كه غنیسازی را متوقف كنيم. وی افزود: ما هميشه آماده مذاكره بوديم و اعلام كرديم كه اگر كسی ابهاماتی دارد، از طريق مذاكرات میتواند آن را حل كند و اين سياست را ما هميشه ادامه میدهيم. لاريجانی اظهار داشت: رفتار دوگانه كشورهای غربی در برخورد با برنامه هستهای ايران باعث شد كه با دست خودشان بسته پيشنهادی را دچار مشكل كنند، يعنی از يكطرف اين بسته را ارائه دادهاند و از سوی ديگری قطعنامه صادر كردند، آنها با اين كار مسير حل اين مسئله را تغيير دادند. دبير شورای امنيت ملی گفت: من نمیگوييم مجالی نيست، اما آنها بايد بفهمند كه با زبان زور نمیتوان با ايران صحبت كرد، رويكرد آنها بايد عوض شود تا اين بسته پيشنهادی به حيات خود ادامه دهد. لبنان و پرونده هستهای ايران خبرنگاری از تاثير تجاوز اسرائيل به لبنان بر پرونده هستهای ايران سوال كرد، وی در پاسخ گفت: تاثير تجاوز اسرائيل و لبنان و عملكرد شورای امنيت در خصوص اين تجاوز موجب روشنگری بيشتر در مورد پيشينه اين نهاد بينالمللی میشود. لاريجانی باتاكيد بر اينكه استفاده ابزاری از شورای امنيت موجب بی اعتباری اين شورا شده است، گفت: عملكرد شورای امنيت در سالهای گذشته نشان داده كه اين شورا به ابزاری در دست قدرتهای بزرگ تبديل شده است. وی گفت: نشانههای فراوانی وجود دارد كه از شورای امنيت استفاده ابزاری میشود. دبير شورای عالی امنيت ملی افزود: ۵۰سال قبل كه بحث ملی شدن نفت در ايران مطرح بود ، شورای امنيت با صدور قطعنامهای ملی شدن نفت در ايران را به عنوان تهديد قلمداد كرد، اما در جنگ عراق عليه ايران هيچ قطعنامهای صادر نكرد. لاريجانی ادامه داد: امروز نيز در تجاوز رژيم صهيونيستی به لبنان موضع شورای امنيت به همين شكل است و بعد از گذشت ٢٤ روز از تجاوز اسرائيل به لبنان هنوز هيچ قطعنامهای از سوی اين شورا صادر نشده و حتی با آتش بس نيز مخالفت شده است. وی با اشاره به اينكه همه میدانند كه جنگ لبنان از قبل طراحی شده بود و اسارت دو سرباز بهانهای بيش نيست، گفت: امروز هم كه شورای امنيت سازمان ملل بدنبال صدور قطعنامه برای اين تجاوز است، بخاطر مشكلاتی است كه برای آنها ايجاد شده است. دبير شورای عالی امنيت ملی همچنين بااشاره به سالروزبمباران شيميايی هيروشيما و سكوت سازمان ملل در اين رابطه، گفت: موضوع لبنان بار ديگر پيشينه اين نهاد بينالمللی را برای ما روشنتر كرد و ناباوری به رفتار شورای امنيت را افزايش داد. "تقابل" بجای "مذاكره" دبير شورای عالی امنيت ملی كشور با اشاره به تصويب قطعنامه شورای امنيت عليه ايران، تصريح كرد: حقوق ايرانيان در زمينه فناوری اتمی را مطابق "ان.پی.تی" دنبال خواهيم كرد، و اين گونه رفتارها برای محروم سازی ايرانيان، تاثيری در اراده ما نخواهد داشت. "علی لاريجانی" افزود: اگر رفتار ديگری از خود نشان دهند،حتما در سياستهای خود در زمينه اتمی تجديدی نظر خواهيم كرد. وی در پاسخ به اين پرسش كه "در بيانيه شورای امنيت ملی كشور اعلام شده بود اگر قطعنامهای در شورای امنيت عليه ايران صادر شود و "تقابل" بجای "مذاكره" با سياستهای هستهای ايران پيش گرفته شود، در سياستهای هستهای تجديد نظر میشود، توضيح بيشتری بدهيد"، گفت: همانطور كه اطلاع داريد بحث پرونده هستهای ايران چند ماه پيش در شورای امنيت مطرح بود و اين قطعنامه كه اكنون صادر كردند، آن زمان مطرح بود. لاريجانی افزود: آمريكاييها و برخی كشورهای اروپايی گفتند كه ابتكار جديدی به خرج دادهايم، نمیخواهيم قطعنامه صادر كنيم و میخواهيم از مسير ديپلماتيك و با گفتگو با ايران، مساله را حل كنيم كه اين تصميم معقولی بود. دبير شورای عالی امنيت ملی افزود: بعد از مدتی كه با هم چانهزنی كردند، بسته پيشنهادی تهيه كردند و به ايران فرستادند كه ما اين بسته را مورد مطالعه قرار داديم،اما قبل از اين كه نتيجه مطالعات ما بررسی شود، در وسط كار، همان قطعنامه را تصويب كردند. وی پرسيد: آيا به نظر شما اين يك امر تناقض گونهای نيست كه ابتدا چنين تصميمی گرفته بودند كه از طريق ديگری مساله را حل كنند و بعد همان كاری كه نمیخواستند انجام دهند، را انجام دادند؟ لاريجانی گفت: اين نشان میدهد كه نيت آنها در ارايه بسته و بحث مذاكرات زير سوال است و قصد و غرض آنها از ارايه بسته چيز ديگری است. دبير شورای عالی امنيت ملی تاكيد كرد: آنها بايد بدانند كه اين گونه قطعنامهها هيچگونه تاثيری در اراده ما نخواهد داشت و اگر به دنبال محروم سازی ايران از فناوری اتمی هستند، اشتباه میكنند. وی با اشاره به اين كه در سال گذشته نيز يك بار ديگر اين اتفاق افتاد، گفت: آنها قصد داشتند پرونده ايران را به شورای امنيت ببرند و ما به آنها گفتيم كه اگر اين كار را انجام دهيد، مجلس شورای اسلامی مصوبهای دارد كه اگر پرونده به شورای امنيت برود، اجرای داوطلبانه پروتكل الحاقی محدود خواهد شد و همين هم شد. "چه بهرهای از اين كار بردند؟ چون تصور میكردند با اين كار میتوانند بر اراده ما تاثير گذارند" بسته پيشنهادی اروپا دارای ابهامهای زيادی است علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی گفت: بسته پيشنهادی اروپا به جمهوری اسلامی ايران دارای ابهامهای زيادی است. وی افزود: در ابتدای اين بسته آمده است كه ما حقوق ايران را برای استفاده از انرژی صلح آميز هستهای مطابق ماده ۲ ان.پی.تی قبول داريم. وی با بيان اين كه ان پی تی دارای مواد روشنی است ، تصريح كرد: چرا بر اساس ماده ۲و چرا بر اساس ماده ۴ ان.پی.تی نباشد. دبير شورای عالی امنيت ملی ايران گفت: آيا وقتی میگوييد ما حقوق ايران را بر اساس ان پی تی برای دستيابی به انرژی هستهای قبول داريم ، اين امر شامل دو معنی يكی نيروگاه و ديگری چرخه سوخت است. لاريجانی با بيان اين كه در خصوص نيروگاه مناقشهای وجود ندارد ، افزود: موضوع بيشتر بر روی چرخه سوخت است و چرا اروپاييها اين امر را در بسته پيشنهادی خود ذكر نكردهاند. وی با اشاره به اينكه اگر اروپاييها چرخه سوخت را قبول دارند ، پس چرا می گوييد كه آن را به حالت تعليق درآوريد ، چرا كه جمهوری اسلامی ايران در ارتباط با چرخه سوخت هستهای در مرحله تحقيقات است. اين مقام شورای عالی امنيت ملی با بيان اين كه محمد البرادعی مديركل آژانس بينالمللی انرژی اتمی اعلام كرده است كه فعاليتهای صلح آميز هسته ای ايران هيچ تهديدی برای صلح و امنيت جهانی نيست ، تاكيد كرد: با اين وجود چرا شما از تعليق سخن میگوييد و اين موارد نشان میدهد كه در بسته پيشنهادی اروپا تناقضهای زيادی وجود دارد. لاريجانی با اشاره به اين كه ما بر روی مذاكرات عادلانه تاكيد داريم و چنين مذاكراتی نبايد تحت فشار باشد و يا اين كه پيش شرطهايی كه صورت مساله را پاك میكند ، نبايد وجود داشته باشد، تاكيد كرد: جمهوری اسلامی ايران بيش از اين درخواست نداشته است. دبير شورای عالی امنيت ملی تصريح كرد: ما اعلام كردهايم كه شما از ابزارهای قدرت خود در خصوص مذاكرات كه میتواند آن را از مسير عقلانی خارج كند استفاده نكنيد و ثانيا پيش شرطهايی نگذاريد تا مذاكرات بی خاصيت شود. لاريجانی در خصوص زمان اعلام پاسخ ايران به بسته پيشنهادی افزود: همانطور كه رييس جمهوری اسلامی ايران اعلام كرده است زمان ارايه پاسخ ۲۲ اوت است و اگر مشكل اروپا سر زمان اعلام پاسخ است ما اين امر را قبلا به اطلاع خاوير سولانا مسوول كميته سياست خارجی اتحاديه اروپا گفته بوديم. وی افزود: ما همچنين اعلام كردهايم كه اگر بررسیهای ما با توجه به تناقضهای پيش گفته ، زودتر نيز به نتيجه برسد، ما پاسخ خود را زودتر ارايه خواهيم كرد. ما دوستانمان را با يك تجربه نمیآزماييم دبير شورای امنيت ملی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره رای كشورهای چين و روسيه و همچنين قطر به قطعنامه پيشنهادی كشورهای غربی در شورای امنيت، گفت: همه كشورها از جمله چين و روسيه بر اساس منافع خود تصميم میگيرند و البته ما هم دوستانمان را با يك تجربه نمیآزماييم. لاريجانی افزود: تصوير ساده از معادلات بينالمللی هم كمكی به حل و فصل مسائل نمیكند و ما هم نمیتوانيم برای كشورهای ديگر دستورالعمل بدهيم. وی تاكيد كرد: البته اين گونه مواضع بيش از آنكه به ما ضربه بزند ، به نقش آفرينی آنها در حل و فصل مسائل جهانی تاثير میگذارد. لاريجانی اظهار داشت:ارتباط و منافع ما با ديگر كشورها يك امر مستمر و دراز مدت است و ما يك مسير طراحی شده و استراتژيك در تعامل با كشورها داريم. خبرنگاری هم در خصوص محتوای بسته پيشنهادی از لاريجانی سوال كرد ،وی پاسخ داد:ما از ابتدا گفتيم كه اين بسته ابهاماتی دارد و نكات مثبت و منفی آن را مطرح كرديم و گفتيم كه كميتههای جداگانه در حال بررسی بخشهای مختلف اين بسته هستند واعلام كرديم كه اين بسته بصورت بالقوه زمينه باروری و بحث را دارد و نقطه خوبی برای آغاز مذاكرات است. لاريجانی افزود: اما رفتار آنها در صدور قطعنامه به نگاه مثبت ما و فرصتی كه وجود داشت، لطمه زد. دبير شورای عالی امنيت ملی اظهار داشت: ما از ابتدا به سولانا گفتيم كه كه در زمان منطقی اين بسته پيشنهادی بايد بررسی شود و به آنها گفتيم كه ابهامات بايد رفع شود و سپس وارد مذاكرات شويم،اما هنوز اين مرحله ميانی يعنی بررسی بسته پيشنهادی نگذشته بود كه آنها عجله كردند و قطعنامه را صادر كردند و آنها بودند كه اين فرصت را از بين بردند نه ما. فناوری هستهای صلح آميز را گسترش میدهيم دبير شورای عالی امنيت ملی در پاسخ به اين سوال كه ايران تحت چه شرايطی خواسته اروپا در رابطه به تعليق را خواهد پذيرفت، گفت: تعليق را نخواهيم پذيرفت و ما براساس منافع خود گام بر میداريم. لاريجانی افزود: ما عضو ان.پی.تی هستيم و با نظارت آژانس كليه فعاليت های خود را انجام میدهيم و اينگونه قطعنامهها هيچ تاثيری در تصميم ما نخواهد داشت و ما فناوری هستهای صلح آميز خود را در كشور گسترش خواهيم داد. دبير شورای عالی امنيت ملی خاطرنشان كرد: ما نمیتوانيم مطابق ميل ديگران ايران را اداره كنيم و مذاكرات نيز بايد پارادايمهای معقول داشته باشد. لاريجانی افزود: بايد مشخص شود كه تعليق مورد خواسته آنها چه مراحلی دارد، ما چنين شرطهايی را نمیپذيريم، مذاكرات را قبول داريم و آماده آن هستيم به شرطی كه عادلانه باشد و اين پيش شرطها را مخل مذاكرات سازنده میدانيم. دبير شورای عالی امنيت ملی تاكيد كرد:اين قطعنامه هيچ تاثيری در اراده ما در پرونده هستهای نخواهد داشت، ما تخلفی نكردهايم كه تغيير مسير دهيم و هيچ دولتی حق ندارد ايران را از ادامه مسير محروم كند. لاريجانی با تاكيد براينكه آنها بايد پاسخ دهند كه چرا رفتار دوگانه داشتهاند، گفت: مذاكرات در خلاء رخ نمیدهد و بايد برای آن بسترسازی كرد. وی ادامه داد: مدتها در گفت و گو با آقای سولانا برای اين بسترسازی تلاش كرديم و برای انجام مذاكرات سازنده تلاش كرديم، نمیشود كه به يكباره فرمان را تغيير جهت دهند و از مسير اصلی منحرف شوند. لاريجانی درپاسخ به سوالی درخصوص ارائه پيشنهاد جديد به ايران، گفت: قبل از اينكه كسی پيشنهاد جديدی بدهد، بايد به اين سوال پاسخ دهند كه چرا تعهد خود را زير پا گذاشتند. دبير شورای عالی امنيت ملی تاكيد كرد: ابتدا بايد اعتمادسازی شود تا بتوانيم بنايی دوباره بسازيم. |
|
خبرگزاري انتخاب : به باور اين قلم نيروي انتظامي و در رأس آن وزارت كشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جمع آوري ديش از بام منازل و مجتمع هاي مسكوني نتيجه مثبتي اخذ نخواهد كرد چرا كه در اواخر دهه شصت نتيجه آن را در مورد جمع آوري دستگاههاي ويدئوئي به عينه تجربه كرده و موفقيتي كسب ننموده است. |
۲۱ مرداد ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۰۷ , ۱۵
خبرگزاري انتخاب : گسترش روز افزون تكنولوژي و رشد فزاينده دستگاههاي ارتباطي ، اينترنت و ماهواره در كشورهاي صنعتي و توسعه يافته ، وجوب تجهيز كشورهاي در حال توسعه و تمايل جهاني براي نيل به مدرنيته ، همسويي با پيشرفت ، فن آوريها و قافله تحولات انساني را براي كشورمان الزامي ساخته است .
يكي از فناوريهاي ارتباطي روز استفاده از اينترنت و برنامه شبكه هاي ماهواره اي مي باشد كه در اوج هنجار به يك وسيله ناهنجار اجتماعي بدل گرديده و به جاي استفاده بهينه از آن در زمينه هاي علمي ، فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي به كانالي جهت تبليغ پارادايم هاي غربي در قالب برنامه هاي مبتذل تغيير جهت داده و اسباب تهاجم فرهنگي به قول مقام معظم رهبري شبيخون فرهنگي غرب را فراهم ساخته است.
اين قلم فارغ از تمامي مضرات ، مسائل در پس و اثرات جانبي برنامه هاي ماهواره به دنبال پاسخگويي به سوالاتي است كه در وراي استفاده از اينترنت و ماهواره پديد آمده است و در پي آن است كه به سوالات زير پاسخ دهد :
1- آيا اصولاً تمامي برنامه هاي ماهواره اي خاصيت و جنبه بدآموزي دارند؟
2- از نظر علمي و عملي قادر به كنترل امواج بوده و مي توان با موج شكن ناكارآمد گرفتن و بستن ، تب ماهواره و اينترنت را كنترل نمود؟
3- و بالاخره اينكه چه عواملي در رويكرد جامعه به سمت ماهواره نقش اساسي ايفا مي نمايند؟
اين قلم آثار سوء و مخرب روحي ، رواني و جسمي برنامه هاي مبتذل ماهواره اي را نيك مي داند و به لحاظ جنبه هاي مهيج جنسي برخي از برنامه هاي ماهواره اي ، بر مسخ ارزشها ، بيگانگي فرهنگي و تهي شدن انسان از هويت معنوي ، ايمان كامل دارد ولي با همه اينها معتقد است كه تكنولوژي ارتباطي مانند ماهواره و اينترنت در كنار بدآموزيهايش منافع فراواني هم دارد كه نمي توان به راحتي از آنها صرفنظر نمود لذا بر اين نكته تأكيد مي كنم كه جمع آوري و محدود كردن ماهواره به منظور پيشگيري از مفاسد اخلاقي و اجتماعي و هنجار شكني هاي موجود در جامعه با عنوان اجراي طرح امنيت اجتماعي از نظر روانشناختي نه تنها صحيح نبوده بلكه امري غير عملي و محال مي باشد، غير عملي از آن لحاظ كه نيروي انتظامي نمي تواند خانه به خانه مردم را تحت نظر بگيرد و محال از آن نظر كه كسي قادر به كنترل و مهار امواج تصويري و صوتي نبوده و به نقل از رسانه هاي خارجي تا چند سال ديگر در منطقه خاورميانه مردم قادر خواهند بود بدون استفاده از ديش و بشقاب هاي ماهواره اي با تلويزيون هاي معمولي قادر به رويت صدها شبكه ماهواره اي خواهند بود و ذكر اين نكته ضروري است كه در حالت فعلي چهارده استان مرزي و بيش از نيمي از مردم كشورمان از برنامه هاي ماهواره اي كه در داخل كشور از آن نگران هستيم بدون ديش استفاده مي كنند، همچنين طبيعت انسان چنان است كه وقتي از چيزي طرد و منع شود نسبت به آن شيء حريص تر و كنجكاوتر مي گردد و دوست دارد بيشتر بكاود .
لذا به باور اين قلم نيروي انتظامي و در رأس آن وزارت كشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جمع آوري ديش از بام منازل و مجتمع هاي مسكوني نتيجه مثبتي اخذ نخواهد كرد چرا كه در اواخر دهه شصت نتيجه آن را در مورد جمع آوري دستگاههاي ويدئوئي به عينه تجربه كرده و موفقيتي كسب ننموده است.
تنها راه مقابله با برنامه مخرب ماهواره اي اينست كه اصل را بر واكسينه كردن گذاشته و با تنظيم امور و آموزشهاي همگاني لازم ، استفاده صحيح و درست از اين دستگاههاي ارتباطي را به نسل جوان كشورمان منتقل نمائيم. همچنين مي توان با نگاهي نو و تغيير حاكميت نوعي خاص از نگرش سياسي و فرهنگي بر صدا و سيماي كشورمان كه به خاطر سطح پوشش و قدرت تاثير بخشي اش از اهميت ويژه اي برخوردار است از ميزان رويكرد جامعه به استفاده از آنتن هاي ماهواره اي كاست و آن تا زماني كه امكان تنوع ، تكثر واقعي و انطباق زماني مهيا نگردد ميسر نبوده و تا وقتي كه صدا و سيما نتواند در هر لحظه از شبانه روز مخاطبين برنامه هاي متنوع از سريالها و فيلم هاي ايراني و خارجي گرفته تا برنامه هاي ورزشي ، سرگرمي و مسابقات ، مجموعه هاي كمدي و خنده دار ، برنامه هاي علمي متنوع ماهواره اي ، برنامه هاي سياسي بدون گرايش جناحي و صدها موضوع ديگر را راضي و خرسند نگه دارد نمي توان انتظار داشت تا رويكرد نسل جوان كشور به استفاده از آنتن هاي ماهواره اي تغيير كند.
در خاتمه لازم مي دانم به رده هاي فرماندهي نيروي انتظامي گوشزد نمايم كه نمي توان بدون مجوز قانوني به حريم خصوصي افراد تجاوز نمود هر چند اگر اين دستگاههاي ماهواره اي در داخل خانه افراد جا سازي شده باشد و ادامه اين سياست ،جز اتلاف منابع نتيجه ديگري عايد نظام نخواهد كرد .
|
تهران نا امن ترين شهر و لرستان امن ترين استان كشور |
||||
|
آمارها از ميزان وقوع جرايم طي سال 83 در شهرها و استانهاي مختلف كشور نشان مي دهد كه تهران نا امن ترين شهر و لرستان امن ترين استان كشور است.
From:http://www.khorshid.ir/NewsBody.aspx?ID=2308 | ||||
منشور کوروش کبیر با ترجمه به زبانهای
انگلیسی , فرانسوی , آلمانی , اسپانیائی , ایتالیائی و روسی
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انشان ... از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ِبل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم . او بر من ، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و ، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من ، برکت و مهربانی ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند . همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس ؟] ، همه مردم سرزمین های دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [ پا هایم را بوسیدند] . از... ، تا آشور و شوش من شهرهای « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دیر ، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید » ، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ...
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز]...
اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد .من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم .
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.
ترجمه انگلیسی منشور کوروش :
Cyrus Charter of Human Rights Cylinder
First Charter of Human Rights
I am Kourosh (Cyrus), King of the world, great king, mighty king, king of Babylon, king of the land of Sumer and Akkad, king of the four quarters, son of Camboujiyah (Cambyases), great king, king of Anshân, grandson of Kourosh (Cyrus), great king, king of Anshân, descendant of Chaish-Pesh (Teispes), great king, king of Anshân, progeny of an unending royal line, whose rule Bel and Nabu cherish, whose kingship they desire for their hearts, pleasure. When I well -disposed, entered
I gathered together all their inhabitations and restored (to them) their dwellings. The gods of
May all the gods whom I have placed within their sanctuaries address a daily prayer in my favour before Bel and Nabu, that my days may be long, and may they say to Marduk my lord, "May Kourosh (Cyrus) the King, who reveres thee, and Kaboujiyah (Cambyases) his son ..." Now that I put the crown of kingdom of Iran, Babylon, and the nations of the four directions on the head with the help of (Ahura) Mazda, I announce that I will respect the traditions, customs and religions of the nations of my empire and never let any of my governors and subordinates look down on or insult them until I am alive. From now on, till (Ahura) Mazda grants me the kingdom favor, I will impose my monarchy on no nation. Each is free to accept it , and if any one of them rejects it , I never resolve on war to reign. Until I am the king of
And until I am the monarch, I will never let anyone take possession of movable and landed properties of the others by force or without compensation. Until I am alive, I prevent unpaid, forced labor. To day, I announce that everyone is free to choose a religion. People are free to live in all regions and take up a job provided that they never violate other's rights.
No one could be penalized for his or her relatives' faults. I prevent slavery and my governors and subordinates are obliged to prohibit exchanging men and women as slaves within their own ruling domains. Such a traditions should be exterminated the world over.
I implore to (Ahura) Mazda to make me succeed in fulfilling my obligations to the nations of
ترجمه فرانسوی منشور کوروش :
Je suis Kourosh (Cyrus), roi du monde, le grand roi, le roi puissant, le roi de Babylon, le roi de la terre de Sumer et d'Akkad, le roi des quatre quarts, fils de Camboujiyah (Cambyases), le grand roi, le roi d'Anshân, petit-fils de Kourosh (Cyrus), le grand roi, le roi d'Anshân, descendant de Chaish-Pesh (Teispes), le grand roi, le roi d'Anshân, progéniture d'une ligne royale éternelle, dont bel de règle et le Nabu aiment, dont le kingship ils désirent pour leurs coeurs, plaisir. Quand puits de I - disposé, Babylon entré, I installez un siège de la domination dans le palais royal parmi le jubilation et rejoicing. Marduk le grand dieu, causé les grands-hearted inhabitations de Babylon.................. me, j'ai cherché le journal pour l'adorer. À mes contrats Marduk, le grand seigneur, rejoiced et à moi, Kourosh (Cyrus), roi qui l'a adoré, et à Kaboujiyah (Cambyases), à mon fils, la progéniture (de ma) échine, et à toutes mes troupes il a graciously donné sa bénédiction, et dans le bon sprit avant lui nous avons amélioré excessivement son haut divinity. Tous les rois qui se sont assiss dans des chambres de trône, dans tous les quatre quarts, du haut à la mer inférieure, ceux qui ont demeurée dans..................., tous les rois du pays occidental, qui a demeuré dans des tentes, m'ont apporté leur hommage lourd et ont embrassé mes pieds dans
J' ai recueilli ensemble tous leurs inhabitations et ai reconstitué (à eux) leurs logements. Les dieux de Sumer et d'Akkad que Nabounids a eus, à la colère du seigneur des dieux, introduit dans
Mai tous les dieux que j'ai placé dans leurs sanctuaires pour adresser une prière quotidienne en ma faveur avant bel et Nabu, ces mes jours peuvent être longs, et peuvent ils disent à Marduk mon seigneur, "mai Kourosh (Cyrus) le roi, qui thee de reveres, et Kaboujiyah ( Cambyases ) son fils..." Maintenant que j'ai mis la couronne du royaume de l'Iran, du Babylon, et des nations des quatre directions sur la tête avec l'aide (Ahura) de Mazda, j'annonce que je respecterai les traditions, des coutumes et des religions des nations de mon empire et ne laisse jamais n'importe lequel de mes gouverneurs et subalternes regarder vers le bas dessus ou les insulter jusqu'à ce que je sois vivant. Dorénavant, jusqu'(Ahura) à Mazda m'accorde la faveur de royaume, j'imposera ma monarchie à aucune nation. Chacun est libre pour l'accepter, et si n'importe quel un d'eux des rejets il, je ne résolvent jamais sur la guerre pour régner. Jusqu'à ce que je sois le roi de l'Iran, du Babylon, et des nations des quatre directions, je ne laisse jamais n'importe qui ne opprime aucun autre, et s'il se produit, je prendrai son dos de droite et pénaliserai l'oppresseur.
Et jusqu'à moi suis le monarque, je ne laisse jamais n'importe qui prendre la possession des propriétés mobiles et débarquées des autres par la force ou sans compensation. Jusqu'à ce que je sois vivant, j'empêche le travail impayé et obligatoire. Au jour, j'annonce que chacun est libre pour choisir une religion. Peuplez sont libres pour vivre dans toutes les régions et pour prendre un travail à condition que ils ne violent jamais autres droites.
Personne n'ont pu être pénalisés pour les défauts de ses parents. J'empêche l'esclavage et mes gouverneurs et subalternes sont obligés d'interdire échanger des hommes et des femmes comme esclaves dans leurs propres domaines de régner. Un tel des traditions devrait être exterminé le monde plus de.
J'implore (Ahura) à Mazda de m'inciter à réussir à s'acquitter de mes obligations aux nations de l'Iran (Perse), du Babylon, et de celui des quatre directions.
ترجمه آلمانی منشور کوروش :
Ich bin Kourosh (Cyrus), König der Welt, großer König, mächtiger König, König von Babylon, König des Landes von Sumer und von Akkad, König der vier Viertel, Sohn von Camboujiyah (Cambyases), großer König, König von Anshân, Enkel von Kourosh (Cyrus), großer König, König von Anshân, Nachkomme von Chaish-Pesh (Teispes), großer König, König von Anshân, Nachkommen einer unending königlichen Linie, deren Richtlinienbel und Nabu schätzen, dessen kingship sie für ihre Herzen wünschen, Vergnügen. Wenn abgeschaffener i-Brunnen -, betretenes
An meinen Briefen Marduk, rejoiced der große Lord, und zu mir, Kourosh (Cyrus), der König, der ihn anbetete, und zu Kaboujiyah (Cambyases), zu meinem Sohn, das Sekundärteilchen (meiner) Lende, und gab er allen meinen Truppen graciously seinen Blessing, und im guten sprit vor ihm glorifizierten wir außerordentlich sein hohes divinity. Alle Könige, die in den Throneräumen, während der vier Viertel, vom Upper zum untereren Meer sassen, die, die in..................., allen Königen des Westlandes blieben, das in den Zelten blieb, holten mir ihren schweren Tribut und küßten meine Füße in Babylon. Von... zu den Städte von Ashur, von Susa, von Agade und von Eshnuna, die Städte von Zamban, Meurnu, Der bis zu der Region des Landes von Gutium, die heiligen Städte über dem Tigris hinaus dessen Schongebiete in den Ruinen über einen langen Zeitraum gewesen waren, die Götter deren Aufenthaltsort in der Mitte von ihnen ist, kam ich zu ihren Plätzen und ihnen in dauerhaften Aufenthaltsorten untergebracht zurück.
Ich erfaßte alle ihre zusammen inhabitations und stellte (zu ihnen) ihre Wohnungen wieder her. Die Götter von Sumer und von Akkad, die Nabounids hatte, zum Zorn des Lords der Götter, geholt in
Mai können alle Götter, denen ich innerhalb ihrer Schongebiete gelegt, habe ein tägliches Gebet zu meinen Gunsten vor Bel und Nabu zu adressieren, diese meine Tage lang sein und können sie sagen zu Marduk meinen Lord, "Mai Kourosh (Cyrus) der König, die reveresthee und Kaboujiyah ( Cambyases ) sein Sohn..."
und: Nun da ich die Krone des Königreiches vom Iran, von Babylon und von Nationen der vier Richtungen auf den Kopf mit Hilfe (Ahura) Mazda setzte, ich verkünde, daß ich die Traditionen, Gewohnheiten und Religionen der Nationen meines Reiches und lasse nie irgendwelche meiner Gouverneure und Untergebenen unten an schauen oder sie beleidigen respektiere, bis ich lebendig bin. Ab sofort bis (Ahura) Mazda bewilligt mir die Königreichbevorzugung, ich auferlegt meinen Monarchy keiner Nation. Jedes ist frei, sie anzunehmen und wenn irgendein von ihnen Ausschüße es, ich nie auf Krieg beheben zu regieren. Bis ich der König vom Iran, von Babylon und von Nationen der vier Richtungen bin, lasse ich nie jedermann unterdrücke alle mögliche andere, und wenn es auftritt, nehme ich seine oder Rechtrückseite und bestrafe den Unterdrücker.
Und bis bin
Niemand konnten für Störungen seiner oder Verwandter bestraft werden. Ich verhindere Sklaverei und meine Gouverneure und Untergebenen werden verbunden Männer, und Frauen als Sklaven innerhalb ihrer eigenen Anordnengebiete auszutauschen zu verbieten. Solches Traditionen sollte rüber geabschaffen werden der Welt.
Ich implore zu (Ahura) Mazda, um mich folgen zu lassen, mit, meine Verpflichtungen zu erfüllen zu den Nationen vom Iran (Persien), von Babylon und von den der vier Richtungen.
ترجمه اسپانیائی منشور کوروش :
Soy Kourosh (Cyrus), rey del mundo, gran rey, rey poderoso, rey de Babylon, rey de la tierra Sumer y Akkad, rey de los cuatro cuartos, hijo de Camboujiyah (Cambyases), gran rey, rey de Anshân, nieto de Kourosh (Cyrus), gran rey, rey de Anshân, descendiente de Chaish-Pesh (Teispes), gran rey, rey de Anshân, progenie de una línea real interminable, que de belio de la regla y de Nabu acaricia, que kingship desean para sus corazones, placer. En medio de cuando pozo de I - dispuesto,
Recolecté juntos todos sus inhabitations y restauré (a ellos) sus viviendas. Los dioses de Sumer y de Akkad que Nabounids tenía, a la cólera del señor de los dioses, traído en
Mayo todos los dioses que he colocado dentro de sus santuarios para tratar un rezo diario en mi favor antes de belio y de Nabu, esos mis días pueden ser largos, y pueden ellos dicen a Marduk a mi señor, "mayo Kourosh (Cyrus) el rey, que thee de los reveres, y Kaboujiyah ( Cambyases ) su hijo..." Ahora que puse la corona del reino de Irán, de Babylon, y de las naciones de las cuatro direcciones en la cabeza con la ayuda (Ahura) de Mazda, anuncio que respetaré las tradiciones, los costumbres y las religiones de las naciones de mi imperio y nunca dejo a cualesquiera de mis gobernadores y subordinados mirar abajo encendido o insultarlos hasta que estoy vivo. De ahora encendido, hasta (Ahura) Mazda me concede el favor
Y hasta mí soy el monarca, nunca dejo cualquier persona tomar la posesión de las características movibles y aterrizadas de las otras por la fuerza o sin la remuneración. Hasta que estoy vivo, prevengo el trabajo sin pagar, forzado. Al día, anuncio que cada uno está libre elegir una religión. Pueble están libre vivir en todas las regiones y tomar un trabajo a condición de que nunca violan las otras derechas.
Nadie se podían penalizar para las averías de sus o sus parientes. Prevengo esclavitud y obligan a mis gobernadores y subordinados a prohibir el intercambiar de hombres y de mujeres
Imploro (Ahura) a Mazda para hacer que tiene éxito en satisfacer mis obligaciones a las naciones de Irán (
ترجمه ایتالیائی منشور کوروش :
Sono Kourosh (Cyrus), re del mondo, re grande, re mighty, re di Babylon, re della terra di Sumer e di Akkad, re dei quattro quarti, figlio di Camboujiyah (Cambyases), re grande, re di Anshân, nipote di Kourosh (Cyrus), re grande, re di Anshân, discendente di Chaish-Pesh (Teispes), re grande, re di Anshân, progenie di una linea reale senza fine, di cui bel di regola e Nabu è, di cui il kingship vogliono per i loro cuori, piacere. Quando pozzo di I - disposto di, Babylon inserito, I installi una sede della dominazione nel palazzo reale in mezzo
Ho raccolto insieme tutti i loro inhabitations ed ho ristabilito (a loro) le loro dimore. I dii di
Maggio tutti i dii quale ho disposto all'interno dei loro santuari per richiamare una preghiera quotidiana nel mio favore prima del bel e di Nabu, quei i miei giorni possono essere lunghi e possono dicono a Marduk il mio signore, "maggio Kourosh (Cyrus) il re, che thee dei reveres e Kaboujiyah ( Cambyases ) il suo figlio..." Ora che ho messo la parte superiore del regno dell'Iran, di Babylon e delle nazioni dei quattro sensi sulla testa con l'aiuto (Ahura) di Mazda, annuncio che rispetterò le tradizioni, abitudini e religioni delle nazioni del mio impero e mai non ne lascio c'è ne dei miei regolatori e subalterni osservare giù sopra o insultarlo fino a che non sia vivo. D'ora in poi, lavorare (Ahura) a Mazda mi assegna il favore di regno, io imporrà il mio monarchy a nessuna nazione. Ciascuno è libero accettarla e se qualunque di loro scarti esso, io non risolve mai sulla guerra regnare. Fino a che non sia il re dell'Iran, di Babylon e delle nazioni dei quattro sensi, non lascio mai chiunque oppress alcuni altri e se accade, prenderò la sua parte posteriore di destra e penalizzerò il oppressor.
E fino all'sono il monarca, mai non lascio chiunque prendere il possesso delle proprietà mobili ed atterrate degli altre da forza o senza compensazione. Fino a che non sia vivo, impedisco il lavoro non pagato e forzato. Al giorno, annuncio che tutto è libero scegliere una religione. Popoli sono libero vivere in tutte le regioni e prendere un lavoro a condizione che non violano mai altri diritti.
Nessuno hanno potuto essere penalizzati per i difetti dei suoi parenti. Impedisco lo slavery ed i miei regolatori e subalterni sono obbligati proibire scambiare gli uomini e donne come schiavi all'interno dei loro propri dominii di regolamento. Tale tradizioni dovrebbe exterminated il mondo sopra.
Imploro (Ahura) a Mazda per incitarlo a riuscire a rispettare i miei obblighi alle nazioni dell'Iran (
ترجمه قسمت اول از منشور کوروش به زبان روسی :
Я — Кир, царь мира, великий царь, могучий царь, царь Вавилона, царь Шумера и Аккада, царь четырех стран, сын Камбиса, великого царя, царя города Аншана, внук Кира, великого царя, царя города Аншана, потомок Теиспа, великого царя, царя города Аншана, отрасль вечного царства, династия которого любезна Белу и Набу, владычество которого приятно их сердцу. Когда я мирно вошел в Вавилон и при ликованиях и веселии во дворце царей занял царское жилище, Мардук, великий владыка, склонил ко мне благородное сердце жителей Вавилона за то, что я ежедневно помышлял о его почитании. Мои многочисленные войска мирно вступили в Вавилон. Во весь Шумер и Аккад я не допустил врага. Забота о внутренних делах Вавилона и обо всех его святилищах тронула меня, и жители Вавилона нашли исполнение своих желаний, и бесчестное иго было с них снято. Я отвратил разрушение их жилищ и устранил их падение. Моим благословенным деяниям возрадовался Мардук, великий владыка, и благословил меня, Кира, царя, чтущего его, и Камбиса, моего сына, и все мое войско милостью, когда мы искренне и радостно величали его возвышенное божество. Все цари, сидящие во дворцах всех стран света, от Верхнего моря до Нижнего... и в шатрах живущие цари запада, все вместе принесли свою тяжелую дань и целовали в Вавилоне мои ноги. До Ашшура и Суз: Агаде, Эшнунак, Замбан, Метурну, Дери, вместе с областью земли Гутиев, города по ту сторону Тигра, основанные с древних дней, богов, живущих в них, вернул я на их места и дал им обитать там навеки. Всех их жителей собрал я и восстановил их жилища. И богам Шумера и Аккада, которых Набонид, к гневу владыки богов, перенес в Вавилон, дал я, по повелению Мардука, великого владыки, невредимо принять обитание в их чертогах «Веселия сердца». Все боги, возвращенные мною в свои города, да молятся ежедневно пред Белом и Набу (Нево) о долготе дней моих, замолвят за меня милостивое слово и скажут Мардуку, моему владыке: да будет Киру, царю, чтущему тебя, и Камбису, его сыну...»
"بحارالانوار جلد ۹ صفحه ۲۸۳"
در ۴۸ ساعت اخیر مطلب فوق از طریق اس ام اس های زیادی ردوبدل شد . بررسی که انجام شد این گفته در بحارالانوار وجود دارد و احتمالا منظور وی از نصر همان نصرالله است که در یک ماهه گذشته هم پیروزی های چشمگیری در مقابل صهیونیست ها به دست آورده است.
دود٬تیر٬ترکش خمپاره٬ کودکان درخون غلتیده وزنان آواره
گرچه جنوب لبنان دردوروز گذشته به جهنم دشمن پلید مبدل گشته امابغض قاناهنوزدرسینه محبوس است.
چکنیم؟
چه می بایدکرد؟
نمی دانم می شود رفت؟
و شانه بر شانه ی حزب الله با خصم دون جنگید ؟

